سخنی از حضرت دوست....

خرید بک لینک

صبح بیدار شدم قرص بخورم و بخوابم

اول صبح روز جمعه صاحب زمین های روبرویی بیدار شده داره با دستگاه پر سر و صداش یونجه درو میکنه

صداش عجیب رو مخ مونه

دلم میخواد داد بزنم ساعت ۷ صبح وقت این کاراست؟

خب مرد حسابی بگیر بخواب ۱۰ بیا

اینجا که هیچ وقت گرم نمیشه بگی گرما اذیتم میکنه

نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳ساعت 7:56 توسط f.sh|

سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 16:13

هرگز وجود حاضر غايب شنيده ايمن در ميان جمع و دلم جاي ديگرستاز ییلاق با سرعت اومده میگه داداشم نذری دارهمنم چیزی نگفتمولی نزدیکی های خونه شاکی شدمسرعت بالاش خطر داشتیهو جوش آوردم میگم حالا نمیخواد به کشتن بدیمونمیرسیممیگه دیر شد زشته...بی مقدمه گفتمنه اونقدر که برات نذری داشتم هر سه تا داداشت نیومدنیکی رفت خونه باجناقیکی با اقوام همسرش اومد همین ییلاقو اون یکی رفت سفر....سرعتش را کم کرد ولی تا خود خونه ساکت بود******آماده شدیم و اومدیم تو ماشین منتظرمون بودمیگم خسته نشی این همه فعالیت داریمیخندهچراغ ماشین را روشن نکرده بود میگم روشن کن میگه نمیخوامگفتم اخرش که باید روشن کنیتا جلو خونه داداشش چراغ خاموش اومدو از ترس جریمه زد تو کوچه پس کوچه*****واما متن مربوط به شعر اول این پست:تمام مدت مهمونی حالم گرفته بودبدون علتمنقلب بودمیهو سکوت می کردمو منی که همیشه کمک می کردم تو کارها نمازمم به زور تونستم بخونممیدونم چمه.....ولی باورم نمیشه انقدر کینه ای باشمکینه نیست فقط جا خوردم دیدم بقیه انقدر زود اومدنشایدم به خاطر این نباشهولی ی مرگم بود چون آدم همیشه نبودم نوشته شده در شنبه سی ام تیر ۱۴۰۳ساعت 2:20 توسط f.sh| سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 16:13

از مهمونی دیر اومدیم

تا بخوابیم شد ۲ ولی من نخوابیدم

نماز صبح را خوندم همسر را راهی کردم و بازم خوابم نمیبره

میرم خونه مامان اونجا خوابهام آروم تره وقتی مامان و بابا بیدار هستند

نوشته شده در شنبه سی ام تیر ۱۴۰۳ساعت 4:53 توسط f.sh|

سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 16:13

دوباره یک مناظره دیگه و رفتن اجباری برای بحث های الکیاخه نماینده ای که خودشم درست کاندیدا را نمیشناسه و تو جوابها میمونه چرا باید بیاد مناظره شرکت کنهبه خدا اینها کلی گل به خودی می زنندبعدا نوشتنماینده ای که حتی نمیتونه به قوانین مناظره احترام بزاره چطور میخواد ۴ روز دیگه به قوانین مملکت احترام بزاره ؟؟؟حاشیهاین مناظره همراه با مدرک هست و تقریبا همه همکارا به خاطر مدرکش اومدن***چقدر این روزها زیاد میشنویم بین بد و بدترخوب ها کجان که بدها بیان تا بین بد و بدتر انتخاب بشه؟ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 8:55 توسط f.sh| سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 11:45

رفتیم مناظره دعوا دیدیم توهین شنیدیم و .......اخرش همدیگه را بغل کردند و بوسیدند***************اما نظر من که برای یکی از دوستان کامنت کردم و خواستم شما هم بدونیداگه مخالفید توهین نکنید توضیح بدید کجای حرفم اشتباهه تا قانع بشم:این روزها همه دارند میگن بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیمسوال من اینه بین 90 میلیون ادم یک نفر خوب نبود بخواد به نفع ملت کار کنه؟چرا کسی نمیاد کاری کنه؟چرا باید همه رد صلاحیت بشن ولی بد و بدتر بمونند؟کلا من با نوع انتخاب کاندیدا مشکل دارم با شرایطشون مشکل دارمطرف مهندس عمران میاد تو سیاستی که هیچ سررشته ای نداره ازشاون یکی فقه خونده اومده وارد دنیایی شده که همه چیز براش ختم میشه به روابط زن و مرد و جالب اینجاست تو اون زمینه هم موفق نبودنداگه شیوه اصولی امر به معروف و نهی از منکر رعایت میشد درباره پوشش دختران این همه کشتار در هر دو جناح نمیداشتیم و اخرش دخترانی را میبینیم که حجاب قبلی ها در برابرشون حجاب محض بودچراهایی تو ذهن من هست که نه این انتخابات نه هیچ کاندیدی نمیتونه جواب بدهچرا خائنین تو این مملکت مجازات نمیشناز یک طرف فیلم گاندو را می سازند اونم تو دوران خود اقای روحانی که کابینه ایشون صلاحیت ندارند فلانی خیانت کرد و ... ولی الان داریم میبینیم همون ادمها دارند از کاندیدها حمایت می کنند و بعد از انتخابات دوباره قراره وزیر و ... بشنجلیلی، قالیباف، پزشکیان یا هر ادم دیگه ای که میخواد بیاد وسط بسم الله استین ها را بالا کنید و مشکل مردم را حل کنید مردمی که سالهاست قبول کردند سفره هاشون کوچیک بشه ولی مملکت درست بشه چه این جناح چه اون جناح شعارتون مگه خدمت نیست خدمت یعنی حل کردن و از بین بردن درد مردم حالا مرد واقعی از هر جناحی باشه ماهام دیوونه نیستیم ک سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 11:45

بابت سنجش کلاس اول علی باید به پزشک متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه می کردآوردمش ظاهرا مایع پشت گوش داشت دکتر براش نوار گوش نوشت امروز نوار را دادیم و اومدیم مطب چقد شلوغ و چقدر کلافه کننده شده اصلا نوبت ما نمیشه علی هم ادیت میکنه و حسابی خسته شده منشی هم گیر داده باید چون بین مریض اومدی حتما ۹ به بعد بری از ساعت ۵ زدیم بیرون و واقعا منم خسته شدم چه برسه به علی نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 20:43 توسط f.sh| سخنی از حضرت دوست.......

ما را در سایت سخنی از حضرت دوست.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 11:45

صفحه بندی